مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

104

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

پخش شده است . چون نامه‌ام به شما رسيد از مردم بخواهيد كه در فضايل صحابه و خلفاى نخستين روايت نقل كنند ، و هر خبرى را كه مسلمانى دربارهء ابوتراب نقل كرد ، روايت ساختگى و مشابه آن را دربارهء صحابه برايم بياوريد ، زيرا كه من اين را بيش‌تر دوست مىدارم و چشمم را بيش‌تر روشن مىكند و حجت ابوتراب و شيعيان او را بيش‌تر باطل مىكند ؛ و از فضايل و مناقب عثمان برايشان سنگين‌تر تمام مىشود . نامه‌ها براى مردم خوانده شد و به دنبال آن روايت‌هاى ساختگى و عارى از حقيقت فراوانى در مناقب صحابه نقل گرديد و مردم در نقل روايت‌هاى مربوط به اين موضوع جدّيت به خرج دادند تا آن‌جا كه بر منبرها درباره‌اش سخن مىراندند ؛ و آموزگاران مكتب‌خانه‌ها مأموريت يافتند تا به كودكان و جوانانشان از اين روايت‌هاى فراوان و گسترده بياموزند تا جايى كه آن‌ها را نيز پا به پاى قرآن كريم بياموزند و نقل كنند . حتى به دختران و زنان و خدم و حشم‌شان نيز اين روايت‌ها را آموختند . اين شيوه را تا آن جا كه ممكن بود دنبال كردند . « 1 » كار تا آن‌جا پيش رفت كه ابن عرفه ، معروف به نَفْطوَيْه ، از محدثان بزرگ و سرشناس ، گفته است : « بيش‌تر احاديث مربوط به فضايل صحابه در دوران بنىاميه و براى تقرب به آنان جعل گرديد ، زيرا آن‌ها مىپنداشتند كه با چنين كارى بنىهاشم را خوار مىكنند . » « 2 » بارى ، سانسور كامل فضايل اهل بيت عليه السلام از سويى و جعل روايت‌هايى كه از شخصيت ايشان مىكاست و به كارگيرى همه امكانات حكومت در راستاى اين مقصود از سوى ديگر ، پس از گذشت نزديك به بيست سال ، در جهل مردم نسبت به جايگاه اهل بيت و اظهار ناخشنودى نسبت به آنان تأثيرى بسزا گذاشت . تا آن‌جا كه امام حسين عليه السلام ناچار گرديد يك سال پيش از مرگ معاويه در « منى » اجتماعى تشكيل دهد و در آن زن و مرد بنىهاشم و نزديكانشان و گروه بسيارى از مردم را كه شمار آن‌ها به هفتصد تن مىرسيد و دويست تن از صحابه و تابعين در جمعشان بودند ، گرد آورد و همه آنچه را كه

--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 11 ، ص 15 - 16 . ( 2 ) - همان ، ص 16 .